شاید وقتی دیگر...
از همون روزی که شروع کردم به نوشتم دلایل خاص خودمو داشتم و فکر نمیکردم که یه روزی اینجا این همه دوست خوب پیدا کنم که بشن محرمم و این همه باهاشون احساس نزدیکی کنم.
امروز اما اگر تصمیم دارم به ننوشتن بازهم دلایل خاص خودشو داره که انقدر برام محکم هست که باعث بشه از فضایی که اینهمه بهش خو گرفتم....جدا بشم.
وبلاگ من برام محاسن و معایبی داشت...من اینجا کلی یاد گرفتم و کلی دوست خوب پیدا کردم که تا همیشه برام هستن و دوسشون دارم...ولی باعث شد که عقب بیوفتم از یه سری برنامه هایی که داشتم...
اگه نظراتم رو باز میذارم به خاطر اینه که نمیخوام این ارتباط قطع بشه..ولی تاییدش نمیکنم...
شاید روزی دیگه که نمیدونم کی...جایی دیگه و در دفتری دیگه نوشتم...
هستم همین دوروبرا...
راستی یادمه آرزوهاتون پیش من امانته...دارمشون...و منتظرم تا روزی دیگه که با هم بخونیمش.
فرشته
